close
تبلیغات در اینترنت
حکایت --- متن ترانه های ستار

حکایت --- متن ترانه های ستار

حکایت --- متن ترانه های ستار

حکایت --- متن ترانه های ستار

حکایت --- متن ترانه های ستار

حکایت --- متن ترانه های ستار
حکایت --- متن ترانه های ستار
ثبت شده در ستاد ساماندهي وزارت فرهنگ و ارشاد
تبلیغات در سایت ماتبلیغات در سایت ماتبلیغات در سایت ما
تبلیغات
موضوعات
آرشیو
آمار
نویسندگان
جستجو
جدید ترین مطالب
تبلیغات
Welcome
خوش آمدید دوستان!
لطفاً برای بهتر شدن این وبـــلاگ با ما همکاری کنید.
در این وبــلاگ  عضــو شده و اشــعار و تـــــرانه های قشنگتونو ارسال کنید.

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
حکایت --- متن ترانه های ستار

وقتی نگاه می کردم از گل به خار رسیدم

با خود گفتم پروردگارا چه فلسفه ایست

 

در این همسایگی و چه حکمتی است در این بیگانگی

با یه مشت خاطره های خوب و بد

مگه میشه تا عبد زندگی کرد

همه جا اشکم سرازیره و دل 

از زندگی سیر و انگار این روزا 

دل داره می میره و میره پی کارش

 

صدات مونده نمیره از تو گوشم

نگات مونده که برده عقل و هوشم

خودت نیستی ولی یادت باهامه

رفیق گریه ها و غصه هامه

همه جا اشکم سرازیره و دل

از زندگی سیر و انگار این روزا 

دل داره می میره و میره پی کارش

 

تو که رفتی ولی عطرت نمیره

خودت نیستی دلت اینجا اسیره

اگه رفتی ولی عشقت که مونده

همین عشقت دل ما رو سوزونده

همه جا اشکم سرازیره و دل

از زندگی سیر و انگار این روزا 

دل داره می میره و میره پی کارش

 

 

ای عزیز جان من 

من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم

یک بهانه پوچ عاشقانه می خواهم

از غمی که می دانی با تو بودنم مرگ است

بی تو بودنم هرگز

گر بهانه این باشد من بهانه می گیرم 

 

عاشقانه می میرم


تعداد بازديد : 307
شنبه 24 خرداد 1393 ساعت: 18:20
نویسنده:
نظرات()
  • دسته بندی :
مطالب مرتبط
بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
مطالب تصادفی
ورود کاربران
عضويت سريع
پیوندهای روزانه